حدود ۸۵ درصد از کسانی که دچار دیسمیا هستند، یا نحوه درک کردن و واکنش نشان دادن به علائم غیر کلامی را فرا نگرفته اند، یا با افراد هم طراز خود برخورد کافی ندارند،

یا خانواده ای دارند که در آن افراد برخی از عواطف را نشان نمی دهند و یا از هنجارهای اجتماعی غیرمتعارفی پیروی می کنند. در حدود ۱۰ درصد بقیه، دردی عاطفی موجب کوتاه شدن مدار یادگیری های لازم در آنها شده است و فقط حدود ۵ درصد از آنها بیماری عصبی قابل تشخیص دارند. از آن جا که ریشه دیسمیا نقص در یادگیری است، برنامه های درمانی خاصی با هدف آموزش این مهارت ها به هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان - طراحی شده است. این برنامه ها در ابتدا شخص را نسبت به اجزاء غیر کلامی پدید آورنده همدلی که به طور معمول از آن غافل هستند به مانند وضعیت و حالتهای بدنی، تلاقی نگاه، لحن صدا، تماس بدنی و آهنگ حرکات ۔ آگاه و حساس می کنند. بعد از آن که وی راههای مؤثر استفاده از این عناصر را فرا گرفت، آن قدر آنها را تمرین می کند تا بتواند، به عنوان مثال هنگام صحبت با دیگران، به راحتی تلاقی نگاه خود را با آنان حفظ کند. هماهنگی و همدلی، به طور طبیعی تشدید عواطف را بیشتر می کند. اما از آن جا که ایجاد همدلی، کار سیستم های مغزی مربوط به مسیر سفید است و این مسیر به طور خودانگیخته و بدون آگاهی ما فعالیت می کند، ممکن است تلاش ضمیر خودآگاه ما برای کنترل کارکرد مسیر سفید مانع از عملکرد آزادانه آن شود. بنابراین لازم است مقدار تمرین افرادی که برنامه های درمانی را می گذرانند به حدی برسد که واکنش های هماهنگ در آنها به شکل خودجوش بروز کند.


موضوع پیشنهادی پروپوزال روانشناسی :

بررسی اثر بخشی آموزش مدیریت ارتباط فردی بر مهارت های اجتماعی و سازگاری کارکنان دارای اختلال دیسمیا


تماس با ما:

پیشنهاد موضوعات جدید پایان نامه روانشناسی و مشاوره و انجام حرفه ای پروپوزال :

  09011853901

nevisantoos@gmail.com


گفتگوی مستقیم با ما در تلگرام

دانلود رایگان کتاب بانک موضوع پایان نامه و پروپوزال در کانال تلگرام